ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 99 حافظ: دل من در هوای روی فرخ

غزل 99 حافظ با مصرع «دل من در هوای روی فرخ» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که دل حافظ در هوای دیدار ممدوح آشفته و پریشان است و این آشفتگی شباهت به گیسوی یار دارد. قامت حافظ در غم این عشق همچون کمان ابروی یار خم شده است. میل دل حافظ به سوی فرخ و در بندگی اوست. این غزل درباره یکی از غلامان شاه شجاع به نام فرخ است که حافظ بجای نام بردن از رشادت‌هایش از قد و بالای او مشتاقانه تمجید می‌کند. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 99 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 99 حافظ

دل من در هوای روی فرخ

بود آشفته همچون موی فرخ

بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست

که برخوردار شد از روی فرخ

سیاهی نیکبخت است آن که دایم

بود همراز و هم زانوی فرخ

شود چون بید لرزان سرو آزاد

اگر بیند قد دلجوی فرخ

بده ساقی شراب ارغوانی

به یاد نرگس جادوی فرخ

دوتا شد قامتم همچون کمانی

ز غم پیوسته چون ابروی فرخ

نسیم مشک تاتاری خجل کرد

شمیم زلف عنبربوی فرخ

اگر میل دل هر کس به جایست

بود میل دل من سوی فرخ

غلام همت آنم که باشد

چو حافظ بنده و هندوی فرخ

تفسیر و معنی غزل 99 حافظ

آنقدر در غم فراق یار سوخته‌ای و به آن فکر کرده‌ای که از زندگی خود غافل شده‌ای. دیگر اشکی برایت نمانده است. تنها خداوند است که از تقدیر همه باخبر است. هرچه قسمت باشد همان می‌شود. امیدت را هیچگاه از دست مده چون خداوند بخشاینده مهربان است و خیر و صلاح بندگان را بیشتر و بهتر از خود آنها می‌داند.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

در میان تمام دلبران، دل تو پای بند یک نفر است که حتی فکر دل کندن از او را هم نمی توانی بکنی. این علاقه تا حدی است که تو حتی دوستان او را نیز به خاطر او دوست می داری. نیت تو نسبت به او پاک است. خدا نیز تو را یاری خواهد کرد تا به وصال او برسی و با سعادت و شادکامی زندگی کنی.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 99

  • دل در هوای کسی یا چیزی داری که جدایی از او برای شما بسیار مشکل شده و در همه حال به یاد او هستی. از زیرکی توام با ملاحت ذاتی خود بهره بگیرید.
  • این آرزو خوشبختانه به زودی برآورده می شود و جای هیچ گونه نگرانی نیست اما قدری صبر و متانت لازم دارد.
  • کسی برای انجام این نیت به شما کمک می کند که انتظارش رانداشته اید. پس سوره مبارکه شعرا از آیه ۱۰۰ تا ۱۳۰ را با معنی و با حضور قلب بخوان که گشایش حاصل میشود و نذری خود را حتماً ادا کن.
  • حضرت حافظ در بیت هشتم می فرماید: اگر دل هر کسی به جایی متعلق است ولی میل دل من به جانب فرخ است. یعنی مقید و متعلق به اوست. حال خود باید نیت خود را تفسیر نمایید.
  • مسافر می آید. خرید و فروش هر دو سود آور است. عجله کار شیطان می باشد. ازدواج حتمی است و طلاق نیز انجام می گیرد. قرض ادا می شود. بیمار شفا می یابد. چیزی گم خواهید کرد. به سختی به دست خواهید آورد.
  • با کسی آشنا می شوید که باعث موفقیت شما می شود. دست از لجاجت بردارید و به آینده خود فکر کنید. رقیبان زیادی دارید. باید سرعت عمل کوشش و دقت خود را افزایش دهید.
  • حضرت حافظ در بیت های دوم، چهارم و ششم می فرماید: کسی نیست که از هندوی زلف فرخ برخوردار باشد. چون او بسیار پاکدامن بود. سرو بوستان اگر قد دلجوی فرخ را ببیند، چون بید لرزان شود و ازغیرت بی اختیار بلرزد. قامتم از غم فرزند چون کمان ابروی خود فرخ گویی دولا شد. رنگ فیروزه ای برازنده شماست زیرا از سر زندگی و تحرک شما حکایت دارد. حال خود باید نیت خود را تفسیر نمایید.

تعبیر کامل غزل 99 حافظ

دل من در هوای روی فرخ

بود آشفته همچون موی فرخ

دل من در عشقِ روی فرخ و در محبتش، چون موی فرخ آشفته و پریشان است.

بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست

که برخوردار شد از روی فرخ

کسی نیست که به جز از هندوی زلف فرخ از رویش هم برخوردار باشد یعنی هر کس که از فرخ برخوردار شده فقط از هندوی زلفش بوده، امّا از روی وصالش کسی بهره‌مند نشده است.

سیاهی نیکبخت است آن که دایم

بود همراز و هم زانوی فرخ

آن سیاهی که همیشه همراز و هم زانوی فرخ است، سیاهِ خوش طالعی است.

شود چون بید لرزان سرو آزاد

اگر بیند قد دلجوی فرخ

سرو بستان اگر قدِ دلجوی فرخ را ببیند، چون بید لرزان شود. یعنی قامت خرامان فرخ را اگر سرو ببیند از غیرتش بی اختیار می‌لرزد.

بده ساقی شراب ارغوانی

به یاد نرگس جادوی فرخ

ای ساقی به یاد چشم زیبا و افسونگر فرخ، باده سرخ بده تا بنوشم.

دوتا شد قامتم همچون کمانی

ز غم پیوسته چون ابروی فرخ

قامتم از غمِ پیوسته مثلِ کمان دو لا و خم شد مانندِ ابروی فرخ.

نسیم مشک تاتاری خجل کرد

شمیم زلف عنبربوی فرخ

رایحه زلفِ عنبر بوی فرخ، نسیمِ مشکِ تاتاری را شرمنده کرد.

اگر میل دل هر کس به جایست

بود میل دل من سوی فرخ

اگر دل هرکسی میل به جایی داشته باشد یعنی به جایی مقید و متعلق باشد، میلِ دلِ من به جانب فرخ است یعنی مقید و متعلق به اوست.

غلام همت آنم که باشد

چو حافظ بنده و هندوی فرخ

من غلامِ همتِ بلندِ آن کسی هستم که همچون حافظ، بنده و غلام زرخرید فرخ باشد.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 99 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *