ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 103 حافظ: روز وصل دوستداران یاد باد

غزل 103 حافظ با مصرع «روز وصل دوستداران یاد باد» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که حافظ به نامی از باغ‌کاران که باغی درکنار رودخانه زاینده‌رود است اشاره می‌کند و از آن به حسرت یاد می‌کند. آنطور که از دو بیت ابتدای غزل به نظر می‌رسد روزگاری در کنار دوستانی چند سفری به اصفهان داشته و در این باغ تفرج و نوش‌خواری کرده است. او که از یاران دور مانده هیچ‌کس را پیدا نمی‌کند که محرم اسرارش باشد. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 103 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 103 حافظ

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

گر چه صد رود است در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد

تفسیر و معنی غزل 103 حافظ

در گذشته روزهای خوبی را در کنار دوستان و آشنایان گذرانده‌ای اما اکنون از ته دل غمگین هستی، فکر می‌کنی که همه تو را از یاد برده‌اند و مهر و وفایی در این دنیا وجود ندارد. این روزها در دام بلا افتاده‌ای و بایستی تلاش کنی که خودت را نجات دهی. هر کسی را محرم راز دلت ندان و آن را فاش مکن. به لطف و کرم خداوند امیدوار باش.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

برای رسیدن به مراد دل حاضری بزرگترین فداکاری ها و سخت ترین کارها را انجام دهی ولی بدان آنچه برای یار انجام می دهی تنها رفع نیاز خود توست و او از ابراز عشق تو بی نیاز است، پس منتظر جبران از سوی او نباش.

گرچه محاسن یار تو را از خود بی خود و بی قرار کرده است اما باید حد و حدود خود را رعایت نمایی و از انگشت نما کردن خود و او بپرهیزی و تلخی سخنان او را با شیرینی عشقش بر خود هموار سازی. به نصیحت بزرگان توجه داشته باش و به جای آنکه خود را با حل معمای زندگی آزار دهی از زندگیت لذت ببر که راز حکمت را جز خدا کسی نمی داند.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 103

  • آنقدر به او وابسته شده ای که آرام و قرار نداری. او سخت تو را به خود مجذوب کرده به اندازه ای که حاضری تمام هستی خود را دراختیارش بگذاری.
  • سعی کن از چیزهایی که در اختیار داری، بهره مند شوی زیرا دنیا ارزش این همه جوش و خروش و ناراحتی را ندارد.
  • هدف خوبی داری. پیگیری آن به سود شماست، به شرط آنکه درایت و کیاست را از دست ندهی.
  • چه بسیار کسانی که در اندیشه او هستند ولی برنده اصلی شما هستید. اگر صبر و درایت پیشه کنی، زیرا اگر چنین نکنی چون ماجرای یوسف و زلیخا، رسوای خاص و عام می شوی.
  • اگر او به شما بدی می کند، قصد امتحان شما را دارد، چون او نیز دلش برای شما در جوش و خروش می باشد ولی در تردید است.
  • سفر کرده حالش بسیار خوب است. بیمار شفا می یابد. خبر بدی خواهی شنید. فروش نافع است و خرید فعلا صلاح نیست. ازدواج زود است ولی طلاق عملی می گردد. نذری که کرده ای، فوری ادا کن. خوابی که دیده ای، حتی تا این هفته می بینی، برای کسی تعریف مکن.
  • خیلی آدم ملایم و مهربانی هستی ولی متاسفانه زود رنج و با نمک. پندی به شما می دهم: میانه روی در زندگی از نشانه های پرهیزکاران است و کسی که اندرز را بپذیرد، از رسوایی مصون خواهد ماند.
  • همه تو را دوست دارند زیرا به همه کمک می کنی ولی منَت می گذاری. از این کار دست بردار چون همگان به حسن نیت شما ایمان دارند.
  • سفری در پیش داری که نافع است و پولی به دست می آوری و به زودی هدیه ای دوست داشتنی دریافت می کنید.
  • زمان یک عامل فرضی خیالی است که وجودش وابستگی به ما دارد. پس این شما هستید که زمان را باید بسازید. حرکت کنید و نترسید تا شاهد موفقیت را در آغوش گیرید.

تعبیر کامل غزل 103 حافظ

روز وصل دوستداران یاد باد

یاد باد آن روزگاران یاد باد

یاد آن روز به نیکی و خیر که مجلس رسیدن عاشقان و معشوقان به هم بود و آن روزگار وصال یاد باد.

کامم از تلخی غم چون زهر گشت

بانگ نوش شادخواران یاد باد

یاد دوری و مفارقت یاران آنچنان سخت است که طعم دهانم از تلخی و اندوه، چون زهر شده است، آوای نوشانوش می‌گساران یاد باد. تنها یاد آوای نوشانوش است که غم از دلم می‌برد.

گر چه یاران فارغند از یاد من

از من ایشان را هزاران یاد باد

هرچند دوستان و یارانم از یاد من آسوده‌خاطر هستند و مرا به یاد نمی‌آورند، اما من هزاران بار آن‌ها را یاد می‌کنم.

مبتلا گشتم در این بند و بلا

کوشش آن حق گزاران یاد باد

من به بند و بلای درد دوری و فراموش شدن توسط یاران گرفتار شدم، اما تلاش آنان که حق دوستی را بجا می‌آورند، فراموش مباد. یعنی جای کسانی که حق دوستی بجا آورده و مرا شادمان می‌کردند، خالی است.

گر چه صد رود است در چشمم مدام

زنده رود باغ کاران یاد باد

با وجود اینکه از چشمانم صد رود اشک پیوسته جاری است با این حال زاینده رود و باغ کاران اصفهان هرگز فراموش مباد.

راز حافظ بعد از این ناگفته ماند

ای دریغا رازداران یاد باد

افسوس که حافظ بعد از این راز خود را ناگفته خواهد گذاشت، یاد محرمان اسرار بخیر باد. حافظ حسرت می‌خورد که دیگر رازداران سابق نزد او نیستند.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 103 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *