ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 200 حافظ: دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

غزل 200 حافظ با مصرع «دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که حافظ از مخاطب می‌پرسد آلات موسیقی چه می‌گویند و خودش پاسخ می‌دهد به نوشیدن پنهانی شراب توصیه می‌کنند، چراکه باده‌نوشان را مجازات، عشق و عاشقان را بی‌آبرو و پیر و جوان را عیب می‌کنند. این غزل عکس العمل شاعر نسبت به سیاست‌های جدید حکومت شاه شجاع یعنی رعایت ظواهر شرع و جلوگیری از عیش و نوش شبانه است. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 200 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 200 حافظ

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

تفسیر و معنی غزل 200 حافظ

روزگار و اوضاع و احوال آن برای همه دشوار شده است و تو در کشیدن بار سختی تنها نیستی. خیانت دیگران تو را دچار مشکل کرده است پس بر تو لازم است که دوستان و دشمنانت را بشناسی و از هم جدا کنی. عده‌ای قصد سوء استفاده از تو را دارند، مراقب باش که از تو به عنوان نردبان خود استقاده نکنند. هیچگاه فریب ظاهر افراد را مخور.

چرا با دیگران مغرورانه رفتار می‌کنی وقتی که با خرج کردن کمی مهر و محبت می‌توانی دل آنها را بدست بیاوری؟ کمی مهربان‌تر باش. قصد انجام کاری را داری، در انجام آن ثابت قدم باش تا خداوند هم در راه رسیدن به هدف کمکت کند.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

دلت بر روی نوک زبانت است و تا زبان می گشایی راز دل را برملا می کنی و این خصلتی است که برایت دردسر درست خواهد کرد. روزگار بدی است و تو باید بیش از اینها عاقل باشی. سادگی و خامی تو کار دستت خواهد داد. به هر کسی اعتماد مکن و بدان که حال روزگاران متغیر است، پس هوشیار باش و دیده را باز کن تا بتوانی راحت زندگی کنی.

نتیجه تفال شما به غزل 200

  • راز دل خود را با هر کسی در میان نگذار و قدری خوددار و متفکر باش که حسودان به زندگی شما حسادت می ورزند.
  • شخصی بلند قد، جو گندمی، سیاه چهره و باریک اندام، قصد فریب دارد. فوری از او دور شوید. از افراد سیگاری و معتاد جداً بر حذر باشید که آنها قصد فریب دارند.
  • خرید و فروش زیان آور است. طلاق حتمی است ولی ازدواج مقدماتش فراهم نمی باشد. بیماری بهبود نمی یابد. از مسافر خبری دریافت می کنید. ۵ فرزند در طالع می باشد که یکی از آنها به مقام بزرگی خواهد رسید.
  • این نیت عملی می گردد، به شرط آنکه خود را به دست تقدیر بسپاری و با یکی از بزرگان مشورت کنی. دقت و علاقه همراه شما باشد و پای در راه تلاش و کوشش بگذارید. از تزویر و ریای دوستان به ظاهر دوست، دور باش.
  • ویژگی های شما عبارت اند از: اسرار آمیز، بلا و ناقلا، رفیق باز، نرم و ظریف، افسونگر، زیبا پسند، دارای حس ششم قوی، اهل معامله، مجلس آرا و با عمر طولانی.
  • حضرت حافظ در بیت اول، دوم و پنجم به شما می فرماید: آیا می دانی که چنگ و عود چه بیان می کنند؟ شراب در نهان بنوش زیرا نهی کنندگان از منکر، باده گساران را به ضرب تازیانه ادب می کنند. می گویند که از سر عشق و رمز محبت، نه صحبت کنید و نه بشنوید و نه گوش دهید. این کار بسیار مشکل است زیرا روح و روان و جسم ما با عشق، رشد و نمو کرده است. این سلاکان مجدداً پیر مغان را ناراحت کرده اند. ببین این رندها بر سر این پیر، چه بلاها می آورند ! نمک را می خورند و نمکدان را هم می شکنند.حال خود باید نیت خود را تفسیر نمایید.
  • معامله ای کرده یا خواهید کرد و بعداً فسخ می شود. نگران نباشید چون سود بیشتری به دست خانواده شما می آید.

تعبیر کامل غزل 200 حافظ

دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند

پنهان خورید باده که تعزیر می‌کنند

آیا می‌دانی و در‌یافته‌ای که چنگ و عود یعنی آلات موسیقی و نوازندگی چه نکته‌ای را گوشزد می‌کنند؟ آن‌ها به ما می‌گویند که در خفا شراب بنوشید، زیرا باده‌خواران را مجازات می‌کنند.

این شعر در زمان تغییر مواضع حکومت سروده شده که شاه شجاع قوانین دشوار برای مقابله با شراب‌خواران وضع کرده، آن‌ها را به محکمه می‌برده و مجازات می‌کردند.

ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند

عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند

این افراد احتمالاً منظور عُمال حکومت جدید است، آبرو و احترام عاشقان را از میان می‌برند و مدام به عیب‌جویی از جوانان عاشق و سرزنش کردن پیران باده‌نوش می‌پردازند.

جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز

باطل در این خیال که اکسیر می‌کنند

این‌ها بجز یک سکه تقلبی سیاه هیچ‌چیزی به دست نیاوردند، اما هنوز در اوهام و خیالات باطل هستند که مشغول کیمیاگری و ساختن طلا هستند. قلب تیره دو معنی دارد یکی دل سیاه انسان و دیگری سکه تقلبی که رنگش برخلاف سکه طلا سیاه است.

گویند رمز عشق مگویید و مشنوید

مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند

توصیه می‌کنند که از اسرار عشقبازی صحبت نکنید، آنچه می‌گویند داستانی سخت است و انجام دادن آن ممکن نیست. نمی‌شود از عشق سخن نگفت.

ما از برون در شده مغرور صد فریب

تا خود درون پرده چه تدبیر می‌کنند

ما همگی در بیرون حریم کبریا قرار داریم و مغرور صد‌ها برداشت اشتباه و ناقص‌مان شده‌ایم. غافل از اینکه هیچ‌کدام نمی‌دانیم که آنجا چه خبر است و چگونه کار جهان را تدبیر می‌کنند.

تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز

این سالکان نگر که چه با پیر می‌کنند

این تازه به حکومت رسیده‌ها، با کار‌های ناشایست پیر مغان را دچار اضطراب و تشویش می‌کنند. ببین این رهروان با پیر و راهنما چه رفتار نامناسبی دارند و چطور او را آزار می‌دهند.

صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید

خوبان در این معامله تقصیر می‌کنند

با نیم‌نگاه از سرِ لطف و مهربانی، می‌توان صد کشور دل را خرید و بر صد دل فرمانروایی کرد، اما زیبارویان توجهی به این کار ندارند و در انجام دادن این معامله کوتاهی می‌کنند. یعنی خوبان مغرورند و به عاشقان خود نگاه نمی‌کنند و دلشان را بدست نمی‌آورند.

قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست

قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند

گروهی برای رسیدن به محبوب، تلاش و کوشش می‌کنند و گروه دیگر امور را به دست تقدیر و سرنوشت سپرده‌اند.

فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر

کاین کارخانه‌ایست که تغییر می‌کنند

به هر صورت به پابرجا بودن زمانه تکیه نکن، زیرا این دنیا مثل یک کارگاه است که پیوسته دستخوش تغییر و تبدیل قرار می‌گیرد.

می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب

چون نیک بنگری همه تزویر می‌کنند

شراب بنوش، زیرا اگر دقت کنی همه انسان‌ها ازجمله زاهد، حافظ، فقیه دینی و مأمور اجرای احکام شرع دروغگویی و نیرنگ‌بازی می‌کنند.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 200 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *