ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 304 حافظ: دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

غزل 304 حافظ با مصرع «دارای جهان نصرت دین خسرو کامل» شروع می‌شود. این غزل در مدح شاه یحیی و به حکم مصلحت سروده شده و شاعر به آنچه گفته مطلقاً معتقد نبوده، زیرا خست شاه یحیی را در یزد دیده بوده است. این شعر در تعریف و تمجید از جهاندار، یاور دین و پادشاه کامل است؛ کسی که اسلام در پناه او درگاه خود را بر جان و دل زمینیان گشوده است و بزرگداشت او بر جان و عقل همه واجب است. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 304 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 304 حافظ

دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

یحیی بن مظفر ملک عالم عادل

ای درگه اسلام پناه تو گشاده

بر روی زمین روزنه جان و در دل

تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازم

انعام تو بر کون و مکان فایض و شامل

روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی

بر روی مه افتاد که شد حل مسائل

خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت

ای کاج که من بودمی آن هندوی مقبل

شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است

دست طرب از دامن این زمزمه مگسل

می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت

شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل

دور فلکی یک سره بر منهج عدل است

خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است

از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

تفسیر و معنی غزل 304 حافظ

در راهی قدم می‌زنی که رقیبان حسود در آن هستند، نگران حضور حریفان و حسودان اطرافت مباش که به‌سادگی همه آن‌ها را شکست خواهی داد اما به شرط اینکه در کسب روزی، راه حلال را پیش بگیری و از عقل و درایت خود نهایت استفاده را بکنی.

انسانی هستی که در حق همه نیکوکاری می‌کنی، نتیجه کارهای خوب را که انجام داده‌ای خیلی زود می‌بینی و مشکل تو هم حل می‌شود. از فکر و خیالات نگران‌کننده دست بردار و نگران معیشت و درآمد خودت مباش که خداوند روزی‌رسان بندگان است و عهده‌دار رزق آنها شده است.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

مورد ظلم و بی عدالتی واقع شده ای، اما نگران نباش. عدل خداوند ستمکاران را به سزای اعمالشان خواهد رساند و آنکه تو را از مقصود بازداشت هرگز به مقاصد پلید خود نخواهد رسید. تو به آنچه نیت پاکت فرمان می دهد، عمل کن و از اندیشه های باطل دوری کن که خداوند روزی تو را می دهد و مشکلاتت را حل خواهد کرد.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 304

  • شما انسانی کامل می شوید به شرط آنکه اولاً مهر و محبت را از دیگران دریغ نورزید، ثانیاً توکل بر خدا را از یاد نبرید. گره ها و مشکلات زیادی را می توانی از دیگران باز کنی پس دریغ نورز که خداوند نیز به تو کمک می کند. البته این امر موجب حسرت دیگران گشته است. وقتی که شما این روش را داشته باشید، بدانید که خداوند در همه حال پشتیبان شماست.
  • به مرادت خواهی رسید و روزگار بر وفق مراد است اما سعی کن به آنچه داری، قانع باشی که خداوند طمع کاران را دوست ندارد. حیف است این زندگی آرام و مهربان خود را با وسواس و بدخلقی و ندانم کاری به جهنمی سوزان تبدیل کنی.
  • این هفته با یکی از رهروان حق و سالکان راه عشق برخورد می کنی. سعی کن از محضرش فیض برده و در راه تعالی و پیشرفت از آنها استفاده کنی.
  • این نیت عملی می شود ولی آن چنان خود را غرق مسائل و مصائب کرده ای که فرصت فکر و اندیشه را از خود گرفته ای. سخنی شیرین و تحفه ای گرانبها تقدیمت می کنم: “علم انقلاب بیرون است و ایمان انقلاب درون.” لقمه خشک با سلامتی بهتر است از خانه با ضیافت پر مخاصمت. اگر عاقل هستی همسرت را دوست بدار.
  • اگر می خواهید در کار شما گشایش فراوان و نعمت فراخ ارزانی گردد، در ۵ شب متوالی، با حضور قلب و معنی، سوره مبارکه القصص را بخوانید.
  • اگر چه موبایل و اینترنت به شما کمک می کند و موجب شعف شماست ولی وقت فعال شما را می گیرد. به زودی تحولی کلی و عمومی برایتان روی می دهد که سخن شما در آن به اندازه شایستگی شما نخواهد بود ولی کل خانواده خوشحال می شوند.

تعبیر کامل غزل 304 حافظ

دارای جهان نصرت دین خسرو کامل

یحیی بن مظفر ملک عالم عادل

یحیی پسر مظفر، پادشاه دانا و دادگستر، صاحب جهان، یاور دین، پادشاه کامل.

ای درگه اسلام پناه تو گشاده

بر روی زمین روزنه جان و در دل

ای آنکه درگاه تو پشت و پناه اسلام و مانند پنجره‌ای بر روی روان و قلب آدمی گشوده است.

تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازم

انعام تو بر کون و مکان فایض و شامل

بر روح و عقل ضروری است که در بزرگداشت تو بکوشند، زیرا احسان و بخشش تو همه جهان و جهانیان را در بر می‌گیرد.

روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی

بر روی مه افتاد که شد حل مسائل

در روز ازل از نوک قلم تو یک قطره مرکب سیاه بر چهره همچون ماه تو تراوش کرد که علامت راهگشای دشواری‌های شناسایی عشق تو شد.

خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت

ای کاج که من بودمی آن هندوی مقبل

وقتی خورشید آن خال سیاه را دید به خود گفت:‌ ای کاش من به جای آن سیاه خوشبخت بودم.

شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است

دست طرب از دامن این زمزمه مگسل

ای پادشاه، سپهر گردنده از شادی مجلس عیش و نوش تو به پایکوبی و سرودخوانی افتاده است. به این زمزمه شادی ادامه بده و رشته شادی آسمان را از هم پاره مکن.

می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت

شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل

شراب بنوش و به بخشندگی‌های بزرگ دست بزن که به برکت گیسوی همچون کمند تو گردن بدخواه دچار زنجیر و در بند شده است.

دور فلکی یک سره بر منهج عدل است

خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل

خوشحال باش که گردش این سپهر بر گرد محور راست و روشن عدالت برقرار شده و ظالم راه به جایی نمی‌بَرَد.

حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است

از بهر معیشت مکن اندیشه باطل

ای حافظ، حکم شاه جهان تقسیم کننده سهم رزق و روزی است، برای مخارج زندگی خود بیهوده در تشویش مباش.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 304 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *