ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 385 حافظ: یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

غزل 385 حافظ با مصرع «یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که حافظ می‌گوید پروردگارا آن آهوی معطر و خوشبو را به ختن برگردان که ختن در اینجا کنایه از شیراز است و آن سرو بلندقامت را به بوستان شیراز باز برسان. با نسیمی روح‌فزا دل رنجورم را نوازش کن. این غزل مدتی که شاه شجاع از شیراز متواری شده و شاه محمود برادر وی زمام امور حکومت را به دست گرفته بود سروده شده است. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 385 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 385 حافظ

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز

یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند

یار مه روی مرا نیز به من بازرسان

دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد

یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان

برو ای طایر میمون همایون آثار

پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان

آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب

به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان

تفسیر و معنی غزل 385 حافظ

مدت زمانی است که از یار دور مانده‌ای و در آرزوی دیدار و وصال او به سر می‌بری. دل تو از فرط تنهایی آزرده و رنجور شده و می‌خواهی از هر طریق که شده او نزد تو برگردد. نگران مباش که به زودی به مقصود خویش خواهی رسید، به خداوند توکل کن و دست از دعا کردن به درگاه خداوند برمدار. در کنار لطف خدا باید خودت نیز تلاش و کوشش خود در این راه بنمایی. زندگی به‌زودی به کام تو خواهد شد.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

مسافری در راه داری که مدتهاست آرزوی دیدارش در وجود توست. برای دستیابی به او به خدا متوسل شو که به زودی خبری از او به تو خواهد رسید و مسافرت از راه خواهد رسید و با رسیدن او زندگی به کام تو خواهد شد، پس تا روز وصال به خدا توکل کن و امید خود را هرگز از دست نده.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 385

  • حضرت حافظ در بیت های ششم و هفتم می فرماید: مطلب این است که ما بی تو زندگی نمی خواهیم. ای قاصد این خبر را بگیر و ببر و جواب یار را برای ما بیاور.
  • محبوبی که دیده و چشم حافظ وطن و جایگاه او بود، ای خدا محبوبش را به سلامت به شیراز برگردان.
  • اقبال و بخت شما در برج سعد قرار دارد و از محبوبیت خاصی برخوردار می باشید. به دنبال چیزی یا کسی یا مقامی و ثروتی هستید. به شما قول می دهم حداکثر تا دو ماه دیگر به دست آورید اما قبل از آن با یکی از خردمندان مشورت کنید.
  • چون ستاره ای بسیار درخشنده دارید. بطوری که شاهین موفقیت در حال لانه کردن بر بام خانه شماست. پس به شکرانه آن به یکی از مشاهد متبرکه بروید و ضمن خواندن سوره مبارکه حج، از آیه ۱۴ تا ۳۴، دعا و نذر خود را ادا کنید.
  • یکی از نزدیکان مادرتان، سخت به شما نیازمند است. او فردی مهربان و نیکوکار می باشد. برای اینکه دعایش بدرقه راهت باشد، هر چه زودتر به او کمک کنید که خداوند پاداش خیر شما را خواهد داد.
  • آنکه از خانه اندیشه به کوچه ایمان قدم می گذارد، هرگز با دیوارها و بن بست ها مواجه نمی شود. موفقیت شما را پیشاپیش تبریک می گویم ولی سعی کنید راز دل را با کسی در میان مگذارید و مغرور هم نشوید. کامیابی به شما چشمک می زند. با او یار شوید.
  • رنگ صورتی یا آبی کمرنگ برازنده چهره زیبای شماست زیرا موجب آرامش و آسایش شما می شود.

تعبیر کامل غزل 385 حافظ

یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان

وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان

خدایا، آن آهوی مشک آلود را به موطنش ختن و آن سرو بلندقامت نازرفتار را به بوستان باز آور.

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز

یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان

خاطر ملول و رنجیده ما را با وزش باد ملایم از جانب کوی دوست نوازش کن، به این معنا که جان از تن به در رفته را به تن باز گردان.

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند

یار مه روی مرا نیز به من بازرسان

همانطور که ماه و خورشید به فرمان تو به سرمنزل خود می‌رسند، محبوب ماه رخسار مرا نیز به من برگردان.

دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد

یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان

چشم‌ها در انتظار آن لب‌های سرخ لعل‌مانند به خون نشست، خدایا، آن لعل یمنی و آن ستاره درخشان یعنی شعرای یمنی را به سرزمین خودش یمن برگردان.

برو ای طایر میمون همایون آثار

پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان

ای پرنده خوش‌یُمن مبارک‌پی یعنی‌ ای هدهد، به پیش سیمرغ برو و پیام ما زاغ و زغن‌ها یعنی پرندگان کوچک بی‌ارزش را به او برسان.

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات

بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان

پیام ما این است که ما زندگانی بدون تو را نمی‌خواهیم.‌ ای قاصد پیام‌رسان این پیغام را به گوش گیر و ببر و پاسخ آن را بیاور.

آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب

به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان

خدایا، آن کسی که جای او در چشم‌های حافظ بود، همانطور که دلش می‌خواهد از غربت به وطنش برگردان.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 385 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *