ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 426 حافظ: از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

غزل 426 حافظ با مصرع «از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که شاعر شخصاً برای دوست نامه می‌نویسد که سوز و گدازی از زبان عاشق است. حافظ این نامه را از شدت اندوه قلب و با خون دل خویش نوشته و در آن به معشوق می‌گوید دنیا به سبب دوری از تو برایم مثل قیامت ترسناک شده است. این غزل ملمع (بخشی عربی و بخشی فارسی) تحت تأثیر غزل سنایی سروده شده است. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 426 را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل 426 حافظ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

انی رایت دهرا من هجرک القیامه

دارم من از فراقش در دیده صد علامت

لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

هر چند کآزمودم از وی نبود سودم

من جرب المجرب حلت به الندامه

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا

فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم

و الله ما راینا حبا بلا ملامه

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین

حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

تفسیر و معنی غزل 426 حافظ

گمشده‌ای داری که به دنبال پیدا کردن آن هستی ولی موانعی بر سر راه تو وجود دارند. از دوری دوستی رنج می‌بری. بهتر است که صبر کنی و دست از طلب و کوشش برنداری. راه‌های دیگر را آزمایش کن. با آدم‌های باتجربه و دانا مشورت کن. کمی به تفکر و تعمق بپرداز تا کمبودهای خود را بشناسی و در رفع آن‌ها بکوشی.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

بعد از او روزگارت تیره و تار است. زندگیت عذابی است مستمر که تو را رنجور و بیمار نموده است. حال دل خود را در نامه ای برای او شرح بده، اما به خاطر داشته باش که صداقت بهترین صلاح برای تسخیر دیگران است. پس در نوشتار خود صادق باش و از سرزنش دیگران نترس، زیرا تو گوهری بس گرانبهاتر بدست خواهی آورد.

[chapar_protect]

نتیجه تفال شما به غزل 426

  • درباره این نیت نیاز به واقع نگریست. پس شما باید در این باره کاملاً توجه داشته باشید و با درایت، کیاست و دوراندیشی اقدام کنید.
  • اکنون در هجران و فراق کسی یا چیزی اندوهگین هستید ولی از عاقبت آن آگاه نمی باشید. پس بهترین راه آنست که با توکل به خداوند، با یکی از استادان با تجربه، آگاه، دلسوز و بیطرف مشورت کنید. آنگاه به یکی از مشاهد متبرکه رفته، دعا و نذر کنید. انشاءالله گشایش حاصل گردد.
  • روزگار همیشه بر وفق مراد انسان نمی باشد. پس نباید به یک دانه غوره سردی و با یک دانه کشمش گرمی کنید. قدری خوددار و زیرک باشید. آخر غرور، خودخواهی و لجبازی اندازه ای دارد. جانب او را نیز در نظر بگیرید و امکانات را بسنجید. در امور علمی موفق می شوید، به شرط آنکه دقت خود را بیشتر کنید.
  • همسر یا پدر و مادر شما سخت از اوضاع ناراحت هستند. لازم است به آنها اطمینان خاطر بدهید. در ضمن یکی از آنها در کار ضرر بسیار کرده و در خود می ریزد و ابراز نمی کند. پس لازم است به دلجویی و همراهی وی بپردازید که سخت به مهر شما نیاز دارد.
  • از زکاوت و هوش، همراه با متانت و ملاحت خود استفاده کنید و گره را باز نموده تا موفق شوید. به زودی خبری و مسافرتی خوش در پیش دارید. مقامی به دست می‌آورید.
  • هر که می خواهد به علم و دانش حضرت آدم، درک و فهم حضرت نوح، زهد و پارسایی حضرت یحیی بن زکریا و دلیری و استواری حضرت موسی عمران بنگرد، باید به حضرت علی (ع) نگاه کند. پس از حضرت علی (ع) کمک بگیرید و بدانید شاهین موفقیت و کامیابی همگام شما خواهد شد.
  • خرید و فروش موقعیت دارد. تغییر شغل و مقام و ادای قرض و رفتن به سفری شاد حاصل می شود. فرزندی پسر به دنیا می آید.

تعبیر کامل غزل 426 حافظ

از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه

انی رایت دهرا من هجرک القیامه

نامه‌ای با خون دلم برای دوست نوشتم: من دنیا و روزگار را در دوری تو مانند روز قیامت سخت و طولانی دیدم.

دارم من از فراقش در دیده صد علامت

لیست دموع عینی هذا لنا العلامه

از دوری او نشانه‌های زیادی در چشم دارم. آیا این اشک‌های چشمم برای ما نشانه نیستند؟

هر چند کآزمودم از وی نبود سودم

من جرب المجرب حلت به الندامه

اگرچه بسیار تجربه کردم از جانب او فایده‌ای به من نرسید. کسی که آزموده را بیازماید پشیمانی عایدش می‌شود.

پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا

فی بعدها عذاب فی قربها السلامه

از یک پزشک کیفیت حال و وضع یار را پرسیدم، گفت: در دوری او رنج و شکنجه و در نزدیکی‌اش ایمنی و خوشی است.

گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم

و الله ما راینا حبا بلا ملامه

گفتم اگر دور محبوب بگردم یعنی به یار مشغول شوم، مورد سرزنش او واقع می‌شوم. به خدا سوگند که ما عاشقی را بدون سرزنش ندیدیم.

حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین

حتی یذوق منه کاسا من الکرامه

حافظ در ازای دادن جان عزیز خویش خواستار یک پیمانه شراب شده است، تا از آن جام، شرابی از کرامت عشق بچشد.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل 426 از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *