ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 43 حافظ: صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

غزل چهل و سوم حافظ با مصرع «صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است» شروع می‌شود. در این غزل تعابیری وجود دارد که حافظ احوال پادشاهان را بدون هیچ دلخوشی می‌داند و به عیاری و سبکبار بودن توصیه می‌کند. این غزل پس از قتل شاه شیخ ابواسحاق و در حالت سرخوردگی و زمانی که حافظ از این رویداد کاملاً افسرده حال بوده سروده شده است. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 43 حافظ را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل چهل و سوم حافظ

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است

از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود

آری آری طیب انفاس هواداران خوش است

ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد

ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است

مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق

دوست را با ناله شب‌های بیداران خوش است

نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست

شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است

از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش

کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است

حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست

تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است

تفسیر و معنی غزل 43 حافظ

همیشه گفته‌اند بعد از هر سختی، آسانی است. دوران سختی تو به پایان رسیده است و خبر خوشی را که مدت‌ها در انتظار آن بودی می‌شنوی. روز به روز کارت بهتر می‌شود و به موفقیت می‌رسی ولی در عین حال وابستگی‌های تو نیز بیشتر خواهد شد. مگذار که این تعلقات آیینه دلت را کدر کنند. از پیروزی خود مغرور نشو و خوشی‌هایت را با دیگران تقسیم کن.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

به زودی از دوستان خود کمکهای بزرگی دریافت خواهید کرد و مشکلات فعلی تان حل خواهد شد. روزگار غم و اندوه سپری گردیده و زمان شادمانی و سرخوشی رسیده است. اکنون که این فرصت به تو روی کرده، این بار با دقت بیشتری مسیر زندگی خود را انتخاب کن و بدان که هرچه تعلق کمتر باشد زندگی آسانتر است.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 43 حافظ

  • بر شما مبارک باد این پیروزی. پس از اندوهی که مدتی گرفتار آن بودی و از درون رنج می بردی، بالاخره از این پس، به لطف پروردگار، ناراحتی ها به خوشی و شادی پایان خواهد یافت. از چنان اوضاعی برخوردار می شوید که همه انگشت به دندان می مانند.
  • از احساس عمیقی برخورداری. بطوری که حس ششم شما، چنان قدرتی دارد که هر پیش آمدی را پیش بینی می کند. اما متاسفانه قدرت تردید و وسواس شما، میدان حرکت را به این حس نمی دهد. لطفاً سعی کنید تردیدها و وسواس ها را از دل پاک کنید.
  • حضرت حافظ در بیت آخر به شما می فرماید: ای حافظ، راه رسیدن به شادی و خرسندی، قناعت و ترک دنیا می باشد. زنهار، گمان نکنی که حال و احوال ثروتمندان و قدرتمندان خوبست. به شما توصیه میکند که زندگی شما، بسیار مرتب و منظم است. بطوریکه دیگران، غبطه شما را می خورند. پس خود را به دست هوس های زندگی نده و قدر آنچه را که داری، بدان و گول و فریب ظاهر سازان را مخور که آنها بر اوضاع و احوال شما حسادت می ورزند و قصد تخریب دارند.
  • زیاد به خود و دیگران سخت نگیر و از محبت اطرافیان که صادقانه نسبت به شما عشق می ورزند، بهره مند شو. اگر چه صداقت و بی غل و غشی در زندگی، بسیار عالی و پسندیده می باشد ولی باید متوجه دیگران نیز بود.
  • مسافر می آید و شما را از ناراحتی بیرون می آورد. خرید و فروش نافع و سودمند می باشد. قرض ادا می شود. خرید مورد نظر انجام میگیرد. معامله سود آور است. ازدواج حتمی است ولی برای طلاق راهی طولانی دارد. در امور علمی نیاز به دقت و تلاش بیشتر می باشد، زیرا عده زیادی رقیب در راه اند.
  • به زودی با شخصی ملاقات خواهید کرد که بسیار سودمند خواهد بود و از نظریات او بهره خواهید گرفت.

تعبیر کامل غزل 43 حافظ

صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است

وقت گل خوش باد کز وی وقت میخواران خوش است

ساحت باغ شوق‌انگیز و هم‌نشینی با دوستان لذت‌بخش است. حال و روزگار گل خوش و آسوده باد که از لطفش ایام میگساران شاد و به کام است.

وقت گل خوش باد: وقت خوش بودن یا شدن علاوه بر معنی معمول اصطلاحی در تصوف است. دل و درون سالک و عارف به تناسب و اقتای حال خاصی که در آن قرار دارد، صفای وقت و مراد می‌یابد.

از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود

آری آری طیب انفاس هواداران خوش است

از باد بهاری دماغ جان خوشبو می‌گردد. بلی پاکی و پاکیزگی نفس‌های صبا که او هم مانند عاشقان هواخواه گل و پیام‌آور یاران است، دلپذیر می‌باشد.

هواداران: ایهام دارد. یکی برمی‌گردد به باد صبا که مددکار و یاریگر عاشقان است و از این لحاظ «هوادار» است. دوم ایهامی برای «هوا» است یعنی صبا که باد است پس جزئی از هوا است و با خود هوا دارد.

ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد

ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است

گل هنوز روی‌بند از چهره برنگرفته و کامل شکوفا نشده، آهنگ کوچ کردن از گلزار نواخت. ای بلبل بنال که بانگ خوش عاشقان دلخسته دلپذیر است.

  • نقاب گل: حالت غنچگی و فروبستگی گل است و نقطه‌ی مقابل نقاب کشیدن به معنی شکوفا شدن. و چند بار به کار برده است. مثلاً در بیت دوم از غزل شماره ۲۳۹ حافظ می‌سراید: «فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید».
  • آهنگ ساز کردن: ایهام دارد، یکی قصد انجام کاری را کردن و دوم نواختن موسیقی و نغمه. همچنانکه در بیت چهارم از غزل شماره ۱۳۳ حافظ می‌سراید:

این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت

وآهنگ بازگشت ز راه حجاز کرد

مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق

دوست را با ناله شب‌های بیداران خوش است

به بلبل خوش‌آوا مژده دهید که در طریق محبت وقت معشوق با نالش عاشقان شب تا سحر نخفته خوش می‌گردد.

مرغ خوشخوان: در برخی نسخ مرغ شب‌خوان است. بلبل که با عناوین و نام‌های مختلف در دیوان حافظ حضور بسیار دارد، به این نام نیز مشهور است؛ به عنوان مثال در بیت پنجم از غزل شماره ۱۴۲ حافظ: «مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد» و در بیت سوم از غزل شماره ۲۵۵ حافظ: «چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان غم مخور» از مرغ خوشخوان نام می‌برد.

نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست

شیوه رندی و خوش باشی عیاران خوش است

در بازار جهان نقد آسایش و خوشی نتوان یافت و اگر باشد همان آیین وارستگی و هرچه پیش آید خوش آید چالاکان و چابک‌پویانِ وادی طریقت است.

عیاران: سالکان سبکبار که نقد دو جهان در یک نظر می‌بازند. در لغت‌نامه به معنای تیزرو و تیزدو، تردست و زیرک و چالاک، ذوفنون و استادکار نیز آمده است.

از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش

کاندر این دیر کهن کار سبکباران خوش است

سوسن که با ده زبان خاموشی گزیده و از یاوه‌گویی خود را آزاد ساخته است به من پیام داد که در این سرای دیرینه‌ی گیتی کار مجردان و از قید تعلق رستگان آسان‌تر است.

سوسن آزاده: شکل گلبرگ‌های سوسن به نوعی است که مانند زبان است اما قادر به تکلم نیست. در شعر حافظ بارها به سوسن و آزادگی سوسن اشاره شده است. چند بیت از حافظ که در آنها به سوسن اشاره شده است:

به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ

چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن باشد

(بیت آخر از غزل شماره ۱۶۰ حافظ)

عارفی کو که کند فهم زبان سوسن

تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد

(بیت سوم از غزل شماره ۱۷۲ حافظ)

ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد

چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد

(بیت ششم از غزل شماره ۱۷۵ حافظ)

به بندگی قدش سرو معترف گشتی

گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی

(بیت سوم از غزل شماره ۴۴۲ حافظ)

صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام

چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی

(بیت چهارم از غزل شماره ۴۷۵ حافظ)

حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست

تا نپنداری که احوال جهان داران خوش است

ای حافظ، راه وصل به خوشدلی و شادی، در قناعت و ترک دنیاست، زنهار گمان نبری که حال مالداران و فرمانروایان نیکوست.

جهانداران: هم صاحبان مال و اموال را و هم پادشاهان را معنی می‌دهد.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل چهل و سه حافظ از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *