ارسال از تهران به تمام ایران / تحویل ساعتی پیک در تهران

تفسیر و معنی غزل 34 حافظ: رواق منظر چشم من آشیانه توست

غزل سی و چهارم حافظ با مصرع «رواق منظر چشم من آشیانه توست» شروع می‌شود. این غزل حافظ بدون تردید در زمان شاه شجاع و در هنگامی که او از شیراز به دور بوده است در پاسخ دعوت شاه به پیوستن به او سروده شده است. در این غزل از ممدوح می‌خواهد پا بر چشم او گذاشته و با بوسه از لب همچون یاقوتش دل او را شفا ببخشد. شرح کامل تفسیر و معنی غزل 34 حافظ را در مجله ساتین مد بخوانید.

رفع مسئولیت: فال و طالع‌بینی صرفا جنبه سرگرمی دارد و پیشنهاد نمی‌کنیم مسیر زندگی خود را بر اساس فال انتخاب کنید.

متن شعر غزل سی و چهارم حافظ

رواق منظر چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست

علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن

که این مفرح یاقوت در خزانه توست

به تن مقصرم از دولت ملازمتت

ولی خلاصه جان خاک آستانه توست

من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی

در خزانه به مهر تو و نشانه توست

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار

که توسنی چو فلک رام تازیانه توست

چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز

از این حیل که در انبانه بهانه توست

سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد

که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

تفسیر و معنی غزل 34 حافظ

خداوند بلندمرتبه لطف خودش را به تو تمام کرده است و به زودی به هدف و مقصد خود خواهی رسید. کاری که قصد انجام آن را داری بسیار پرمنفعت است. اگر قصد ازدواج در سر داری با عشق به مرادت خواهی رسید. تو از تمام رقیبان برتر هستی ولی مراقب باش که یاد خدا را از دل خارج نکنی که هر چه داری از اوست.

همچنین در تعبیر دیگری آمده است:

به زودی به آرزوی دیرینه خود خواهی رسید و شادی به تو روی می آورد و این نتیجه تلاشهای بسیاری است که تو در راه رسیدن به هدف خود انجام داده ای. مشکلات زندگی خللی در کار تو ایجاد نخواهد کرد و تو به موفقیتهای بزرگی خواهی رسید. پس از فرصتهایی که به تو روی می آورد نهایت استفاده را ببر.

دسترسی به بخشی از محتوا یا تصاویر ویژه اعضای سایت است.

ورود به حساب کاربری

نتیجه تفال شما به غزل 34 حافظ

  • حضرت حافظ در بیت هشتم می فرماید: فلک نیرنگ ساز، در برابر حیله ها و جادوهایی که در کیسه عذر تراشی و بهانه جویی توست، به لغزش می افتد تا چه رسد به من بی دل.
  • خوشبختانه از اقبال خوبی برخوردارید. مطمئن باشید که در هر کار و هر جایی، خداوند متعال با شما همراه می باشد و موفقیت و کامیابی در چند قدمی شماست که اجازه ورود می خواهد.
  • به تازگی، در اندیشه و فکری هستی و همواره به موضوعی خاص فکر می کنی، بطوریکه تمام هم و غم شما این موضوع شده و سعادت خود را برآورده شدن آن می دانی. اگر چه راه مناسب و خوبی انتخاب کرده ای اما نیاز مبرم به کوشش و اراده دارد.
  • برای هر کاری عذر و بهانه ای می تراشی که از انجام آن سرباز زنی. اصولاً با مردم سرسازش کمتر داری و این برخاسته از خودخواهی و غرز ورزی است که در خود احساس می کنید. در حالی که زندگی زیر و بم فراوان دارد که نیاز به دور اندیشی و با مردم بودن می باشد. چرا می خواهی از اینکار دست بکشی در حالی که مقصر اصلی شما می باشید.
  • دنیای امروز برای شما کوچک است زیرا اندیشه و بلند پروازی شما بسیار می باشد ولی چاره ای نمی باشد. انسان باید خود را با محیط سازگار نشان دهد و انسان موفق، قدرت سازش و سازگاریش زیاد است.
  • او شما را بسیار دوست دارد اما به علت عدم سازش شما، او نیز لجبازی می کند. پس مواظب باشید. به زودی مسافرتی در پیش داری و ملاقاتی حاصل می شود که در زندگی شما بسیار موثر خواهد بود. به وعده های خود وفا کن و دست از لجبازی و بگو مگو بردار و نیروی خود را صرف فعالیت و بهزیستی کن.
  • در ماهی که گذشت، خطر بزرگی از خانواده شما دفع شد. بنابراین به اعضای خانواده بگویید مواظب باشند. بویژه پدر یا همسرتان در معامله و کاری که در پیش دارند، با احتیاط بیشتر عمل کنند تا پیروزی آنها به خطر نیفتد.

تفسیر کامل غزل 34 حافظ

رواق منظر چشم من آشیانه توست

کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

آستانه‌ی نظرگاه دیده‌ی من مأوای توست، بزرگواری کن و قدم بر چشم من بگذار و در این منزل اقامت گزین که این سرا برای تو است.

  • رواق: امروزه رَواق تلفظ می‌شود ولی در اصل به کسر یا ضم اول درست است. پیشگاه خانه را گویند و ایوانی که در مرتبه دوم ساخته باشند.
  • رواق منظر چشم: استعاره از مردمک چشم.

به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل

لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه توست

با نکویی خال مشکین و سبزه‌ی عذار، دل از آشنایان راه عشق بردی، چه نکته‌های شگفت دلبری در خم دام زلف و دانه‌ی خال خود نهان ساخته‌ای.

دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد

که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست

ای بلبل صبا، وصال گل برایت فراهم باشد که آوای عاشقانه تو در سبزه‌زار پیچیده است. در این بیت بلبل را به خاطر آواز زیبایش سروده و وصال معشوق را برایش آرزو کرده یا اینکه آن را نزدیک و ممکن دانسته است.

  • بلبل صبا: اضافه‌ی تخصیصی، هزاردستانی که با باد بهاری آشنایی دارد. ضبط خانلری «بلبل سحر» است که به نظر صحیح‌تر است. یعنی هزاردستانی که از سحرگاه مشغول نغمه‌سرایی است؛ زیرا بلبل نماد عاشق در جوش و خروش است. برای مطالعه بیشتر درباره بلبل به معنی بیت اول غزل نهم حافظ «رونق عهد شباب است دگر بستان را» مراجعه کنید.
  • گلبانگ: آواز بلند خوش، در اصل «گل بانگ» یعنی بانگ گل و بانگی که برای گل است و اختصاصاً به آواز و چهچهه بلبل گفته می‌شد. در شعر حافظ به عنوان بانگ گل بارها همچون در ابیات غزل ۴۳ حافظ «ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد / ناله کن بلبل که گلبانگ دل افکاران خوش است» و غزل ۲۵۴ «دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور / گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور» آمده است. اما بعدها وسعت معنی یافته و به عنوان هر آوازی بکار می‌رود.

علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن

که این مفرح یاقوت در خزانه توست

درمان ناتوانی دل ما را به لب‌های خود واگذار کن، چراکه داروی نیروبخش دل که با یاقوت لب ساخته می‌شود، تنها در گنجینه دهان تو یافت می‌شود.

مُفَرِّح یاقوت: مفرح ساخته شده از یاقوت، دارویی ترکیبی که جزئی از آن یاقوت بود و شیرین، نشاط‌آور و نیروبخش بوده است. در طب قدیم از جواهرات و احجار کریمه معجون دارویی و مفرح می‌ساختند.

به تن مقصرم از دولت ملازمتت

ولی خلاصه جان خاک آستانه توست

از جهت پیکر خاکی (جسم) که به سبب ضعف و ناتوانی سعادت همنشینی تو را ندارد، خود را گناهکار و تقصیرکار می‌دانم اما جوهر و لطیفه‌ی جان پاک خودم را خاک درگاه تو می‌شمارم.

برخی شارحان مقصر را به عنوان عاجز و ناتوان تعبیر کرده‌اند.

من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی

در خزانه به مهر تو و نشانه توست

من کسی نیستم که به هر زیبای دلیر و شاهد گستاخ دل بدهم. درِ گنجینه‌ی دل من به نام و نشان تو مُهر شده است و جز تو کسی حق ورود به آن را ندارد.

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار

که توسنی چو فلک رام تازیانه توست

ای شهسوار شیرین و لذت‌بخش تو چه وجود شریف و چابک و چالاکی هستی که فلک چون اسب وحشی، رام و مطیع تازیانه‌ی تو شده و سرکشی نمی‌کند و در تو قدرتی هست که فلک را هم مسخر کرده‌ای.

  • خود: ضمیر مشترک برای تأکید ضمیر منفصل تو
  • لُعبَت: عروسک و پیکرنگاشته، به استعاره شاهد زیبای افسونگر
  • شهسوار: در لغت به معنای شاهسوار، سوار بزرگوار، جلد و چابک، ماهر و استاد در سوارکاری است اما در شعر حافظ فحوای جدید به خود گرفته و تا مقام معشوق و دلبر بالا رفته است:

شهسوار من که مه آیینه‌دار روی اوست

تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکبست

(بیت چهارم از غزل شماره ۳۱ حافظ)

به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم

بدان امید که آن شهسوار بازآید

(بیت دوم از غزل شماره ۲۳۵ حافظ)

تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرینکار

که در برابر چشمی و غایب از نظری

(بیت چهارم از غزل شماره ۴۵۲ حافظ)

توسن: سرکش و ناآموخته، در مقابل رام و صفت اسبی است که به آسانی زین نمی‌پذیرد و سواری نمی‌دهد.

چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز

از این حیل که در انبانه بهانه توست

فلک نیرنگ‌ساز در برابر حیله‌ها و جادویی‌هایی که در کیسه عذرتراشی و بهانه‌جویی تو است نیز به لغزش می‌افتد تا چه رسد به من بیدل.

انبانه: آوند یا ظرف چرمی و کیسه و توشه‌دان، اشاره دارد به کیسه‌ای که شعبده‌بازان وسائل تردستی را در آن قرار می‌دادند.

سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد

که شعر حافظ شیرین سخن ترانه توست

آواز تو در مجلس فلک را به رقص درمی‌آورد زیرا ترنمات سرودت، شعر شیرین حافظ است. یعنی تو که در مجلس، شعر حافظ را به نغمه درمی‌آوری آوازت آسمان را به رقص درمی‌آورد زیرا آن آواز تو از دو چیزِ شیرین و مطبوع ترکیب یافته: یکی دهان لذیذت و دومی شعر شیرین حافظ.


امیدواریم که از خواندن این غزل لذت و بهره کافی را برده باشید. خوشحال می‌شویم نظرات و خاطرات خود را در مورد غزل سی و چهار حافظ از بخش دیدگاه‌ها با ما به‌اشتراک بگذارید.

امتیاز نوشته

میانگین امتیازات 5 / 5. مجموع آرا: 12

تا حالا به این پست امتیازی داده نشده ): دوست داری اولین نفر باشی؟

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *